سلام میهمان گرامی برای استفاده از کلیه امکانات انجمن لطفا ثبت نام کنید جهت عضویت در انجمن اینجا کلیک کنید بعد از عضویت شما تمامی امکانات انجمن که در اختیار کاربران می باشد در اختیار شما قرار خواهد گرفت.همچنین اگر قبلا ثبت نام کردید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
روایت منوچهر شیرآقایی از 31 شهریور و عملیات انتقام
انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی انتخاب رنگ تیره انتخاب رنگ زرد انتخاب رنگ بنفش
خوراک آر اس اس توییتر فیس بوک
آیا میدانید :
هواشناسی
آپلود سنتر
تعرفه تبلیغات
مترجم انلاین
لینکستان

از شما دوستان و علاقمندان به صنعت هوانوردی دعوت میشود در مطالب و نظرات انجمن شرکت کنید تابتوانیم سایتی اموزشی و پربار را در اختیار شما عزیزان قرار دهیم .
https://telegram.me/pilotairline
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: روایت منوچهر شیرآقایی از 31 شهریور و عملیات انتقام

  1. Top | #1

    http://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif

    بلند اسمان جایگاه من است
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    سرپرست سایت
    شماره عضویت
    1
    میانگین پست در روز
    0.30
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    502
    تشکر ها
    7
    تشکر شده 7 بار در 5 ارسال.
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    2

    رتبه نمایشگاه

    روایت منوچهر شیرآقایی از 31 شهریور و عملیات انتقام

    روایت منوچهر شیرآقایی از 31 شهریور و عملیات انتقام
    مهمان گرامی شما نمیتوانید عکس ها و تصاویر را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن تصاویر اینجا کلیک نمائید .

    [font][font]دو فروند هواپیمای F-4E نیروی هوایی ایران در حال خزش به سوی باند پرواز
    [/font]
    مقدمه منوچهر شیرآقایی از خلبانان به قول معروف ستوان دومی نیروی هوایی بود که در روز آغاز رسمی جنگ در پایگاه ششم شکاری بوشهر و گردان 61 شکاری خدمت می کرد و حال پس از گذشت سالها از آن روز و پایان جنگ، 31 شهریور 1359 و عملیات انتقام را اینگونه روایت می کند.

    یورش میگ های عراقی به پایگاه بوشهر روز 31 شهریور ماه 1359 ما جلوی گردان خلبان ها در پایگاه نشسته بودیم و داشتیم با بچه ها صحبت می کردیم.من بودم و نصرااله خزایی پول، کیومرث حیدریان، و... ساعت حدود دو بعد از ظهر بود.کم کم خودمان را آماده رفتن به خانه می کردیم.روز گرم و شرجی هم بود.یک دفعه دو هواپیما در حالی که در ارتفاع پایین پرواز می کردند، مخالف باند پرواز آمدند و بمب ریختند.ناگهان صدای انفجار بمب ها همه جا پیچید و موج انفجار شیشه های ساختمان گردان را شکست.

    همان لحظه فکر کردم هواپیماهای آمریکا هستند که حمله کرده اند.احساس کسی را داشتم که مورد تجاوز قرار گرفته است.غرورم خرد شده بود.دشمن چنان گستاخ شده بود که مرا در خانه ام مورد حمله قرار داده بود.گریه ام گرفت.چنان دستپاچه شدم و به هیجان آمدم که دویدم تکه سنگی از همان اطراف را برداشتم و چنان به طرف هواپیما پرتاب کردم که ماهیچه کتفم کش آمد و درد گرفت.احساس می کردم مرا داخل استخر آب یخ انداخته اند.

    فکر می کردم غرورم شکسته، داشتم دیوانه می شدم.زبانم بند آمده بود.نمی توانستم فریاد بزنم و بگویم دشمن به میهنم یورش آورده است.دلم می خواست مادرم هرگز مرا نمی زایید تا چنین روزی را ببینم.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید عکس ها و تصاویر را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن تصاویر اینجا کلیک نمائید .

    [font]پرواز بال در بال با فانتوم در یک صبح زیبا[/font]
    بچه های پدافند پایگاه چنان غافلگیر شدند که کار چندانی نکردند.دیدم هواپیماها از نوع میگ یعنی روسی هستند.بمب ها که منفجر شدند، تازه آژیر قرمز کشیده شد و پدافندها به طرف هواپیماهای مهاجم شلیک کردند.

    کمی بعد به ما گفتند هواپیماها عراقی بوده اند.کل پایگاه به هم ریخت.هر کسی چیزی می گفت و جایی می دوید.صدای انفجار بمب ها در بندر نیز شنیده شده بود.به فاصله ده، پانزده دقیقه بعد صدها نفر جوان بوشهری هراسان و کنجکاو خودشان را به پایگاه رساندند تا ببینند چه اتفاقی افتاده است.زن ها و بچه ها از ساختمان های پایگاه بیرون آمده و در حالی که گریه می کردند و جیغ می کشیدند، پایگاه را ترک می کردند.وضعیت اضطراری اعلام شد.

    یکی دو ساعت بعد خبردار شدیم عراقی ها تنها به پایگاه بوشهر حمله نکرده اند، بلکه به پانزده نقطه ایران حمله کرده اند.این طور بود که جنگ بین ایران و عراق آغاز شد.

    وقتی دشمن به پایگاه حمله کرد، عده زیادی از خلبانان ما را برای دیدن دوره آموزش عقیدتی و احکام به تهران برده بودند.پس از توطئه کودتای نوژه، انگ خیانت روی خلبان های نیروی هوایی حک شده بود و تعدادی از خلبانان را برده بودند تهران تا اصول مذهبی و انقلابی یادشان بدهند.با حمله عراق به ایران، نیروی هوایی با کمبود شدید خلبان مواجه شد.

    عملیات انتفام تا آن روز هنوز فرصت پرواز با هواپیمای اف-4 پیدا نکرده بودم.عصر همان روز فرمانده گردان، محمود ضرابی، پس از هماهنگی با تهران و فرماندهی کل، تصمیم گرفتند حمله همگانی عراق را تلافی کنند.فرمانده وقت پایگاه، سرهنگ مهدی دادپی بود.در آن موقع عباس دوران و علی رضا یاسینی هم در گردان پروازی ما در بوشهر خدمت می کردند.یاسینی معلم پرواز در گردان بود.مردی بسیار افتاده و خاکی و در عین حال مقتدر بود.

    از دوران شاه یک طرح مقابله در پایگاه وجود داشت.هر پایگاهی یک طرح مقابله برای خودش داشت و باید بخش مشخصی از خاک عراق را بمباران می کرد.بر اساس آن طرح، وظیفه خلبان های پایگاه ششم شکاری بوشهر، حمله به مناطقی از خاک دشمن چون شعیبیه و ناصریه بود.

    طرح حمله به مناطفی از خاک دشمن، بلافاصله در اتاق جنگ پایگاه ششم شکاری بوشهر مورد بررسی قرار گرفت.در این مرحله بود که ضربه ناشی از کودتای نوژه عمیقاً حس شد.هواپیمای اف-4 به اندازه کافی داشتیم، اما خلبانانی که بتوانند آنها را هدایت کنند، نداشتیم.به خصوص خلبان برای کابین عقب کم بود.من همان روز با وجودی که هنوز پایم را در هواپیمای اف-4 نگذاشته بودم، رفتم و داوطلبانه آمادگی خود را برای پرواز اعلام کردم.رفتم و به فرمانده گردان گفتم: " من خلبان کامیکازه ژاپن که می توانم باشم ؟ مرا بفرستید." قبول کردند.

    رفتم اتاق جنگ.همراه خلبان های دیگر ما را توجیه کردند.ساعت دو و هشت دقیقه روز 31 شهریور ماه بود که هواپیماهای عراقی به پایگاه ما حمله کردند.ساعت پنج بعد از شهر همان روز بود که هواپیماهای ما از پایگاه بوشهر به مقصد خاک دشمن بلند شدند.فردای آن روز هم در مجموع 140 فروند هواپیما از پایگاه های مختلف در سراسر ایران به خاک دشمن هجوم بردند.البته این آمار را من بعدها فهمیدم.

    هیجان و اضطراب خاصی داشتم.می دانستم آن همه آموزش در ایران و آمریکا را برای چنین روز و لحظه ای دیده ام.البته چنان ناشی بودم که وقتی در کابین عقب خلبان نشستم، درست نمی توانستم کمبرد ایمنی پرواز را ببندم.کار با رادار را هم نمی دانستم.هشت فروند هواپیما بودیم که به طرف ناصریه و شعیبیه پرواز کردیم.الان اسامی خلبان ها و کمک خلبان هایی که در این مرحله با هم بودیم یادم نیست.چهار فروند باید به ناصریه و چهار فروند باید به شعیبیه می رفتند.ما جزء چهار فروندی بودیم که باید شعیبیه را بمباران می کردند.

    به طرف شعیبیه پرواز کردیم.خلبان کابین جلو، ناصر دژپسند بود.می دانستم ممکن است برگشتی برایم نباشد.اضطراب و هراس داشتم.مرگ در یک قدمی ام بود و هر آن ممکن بود برای هواپیمای ما اتفاقی بیفتد و مورد حمله قرار بگیرد یا ضدهوایی های دشمن آن را بزنند.با خودم می گفتم: " اگر هواپیمای ما در هوا مورد اصابت قرار بگیرد، جسدم پورد می شود.تکلیف زن و بچه هایم چه می شود؟ مادر و پدرم چه می کنند و چه می کشند؟ جسدم چنان پودر می شود که حتی چیزی نمی ماند که در تابوت بگذارندوباید برایم در کوتنا قبر خالی بگذارند.حتماً فاطمه هم وقتی بفهمد که در راه دفاع از میهنم شهید شده ام، مرا می بخشد و می آید سر قبرم.چه گریه ها که نمی کند."

    برای لحظاتی از این فکرها بیرون می آمدم و باز امید زندگی و زنده ماندن در من بیدار می شد.برای آنکه خودم را آرام کنم، با خودم گفتم" منوچهر! این همه خلبان در دنیا به ماموریت جنگی می روند و سالم هم بر می گردند، شاید یکی از آنها هم تو باشی." با این وجود اعتراف می کنم که خیلی اضطراب داشتم.
    مهمان گرامی شما نمیتوانید عکس ها و تصاویر را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن تصاویر اینجا کلیک نمائید .

    [font]فرود و رها شدن چتر کاهنده سرعت از یک فروند فانتوم نیروی هوایی[/font]
    هواپیمای اف -4 دو کابین است و باید با دو خلبان پرواز کند.در اوضاع عادی، حتماً باید با دو خلبان بپرد.خلبان اصلی در کابین جلو می نشیند و کمک خلبان پشت سرش در کابین عقب جا می گیرد.جلو می نشیند و کمک خلبان پشت سرش در کابین عقب جا می گیرد.خلبان کابین عقب وظایف و تکالیف زیادی دارد که باید با دقت آنها را انجام دهد.باید ناوبری بکند.روی نقشه مسیر پرواز را مشخص کند.کار با رادار و خواندن چک لیست با او است.یعنی اگر یکی از موتورهای هواپیما از کار بیفتد، این وظیفه کابین پشت است که چک لیست را بیرون آورد و به خلبان جلو بگوید چه کار باید بکند.وضع بنزین و امور داخلی هواپیما را چک می کند.همچنین باید مراقب بیرون از هواپیما هم باشد تا یک وقت هواپیماهای دشمن آن اطراف نباشند و به هواپیما حمله نکنند.سیستم رادار و فیوزهای هواپیمای اف-4 در کابین عقب است و خلبان عقب باید آنها را چک کند و مرتب به خلبان کابین جلو گزارش بدهد.من چک لیست را می توانستم بخوانم، مسیر پرواز را هم می توانستم روی نقشه مشخص کنم، اما کار با رادار را بلند نبودم.

    از پایگاه بوشهر، تا شعیبیه، یک ساعت و پنج دقیقه راه است.از وقتی وارد حریم هوایی دشمن شدیم، به اصطلاح عوام، تف توی گلویم خشک شد و نفسم داشت بند می آمد.صدای قلبم را به راحتی می شنیدم.کف دستانم عرق کرده بود.وقتی بالای پایگاه دشمن رسیدیم، دوازده بمب پانصد پوندی را خالی کردیم.با چشمان خودم دیدم که بمب ها در وسط باند پایگاه شعیبیه منفجر شدند.صحنه جالبی بود.همه چیز خیلی سریع و تند اتفاق افتاد.بعد از بمب ها، خلبان دژپسند با مسلسل هواپیما شروع به تیراندازی کرد.من که تا آن موقع در هیچ هواپیمای مسلسل داری ننشسته بودم و شاهد تیراندازی نبودم، دیدم هواپیما به شدت تکان می خوردم و می لرزد.بند دلم پاره شد.خیال کردم ضد هوایی های دشمن هواپیمای ما را هدف قرار داده و زده اند.ترسیدم.با فریاد گفتم: " ما را زدند." دژپسند با آرامش گفت:" نه! من مسلسل زدم."

    هشت فروندی که از پایگاه بوشهر به ماموریت جنگی رفته بودند، سالم برگشتند.فقط یکی از هواپیماهایی که به ناصریه رفته بود چنان در سطح پایین پرواز کرده بود که تابلو پایگاه ناصریه به کف هواپیما خورده و آن را پاره کرده بود و همان جا مانده بود.هواپیما تابلو را با خودش به بوشهر آورده بود!

    وقتی روی باند نشستیم و از هواپیما پایین آمدیم، پرسنل، مردم و امام جمعه بوشهر به استقبال ما آمدند و مثل یک قهرمان ملی از خلبانان استقبال کردند.مرا هم روی شانه گرفتند و برایم هورا فرستادند.از اینکه ایرانی و خلبان هستم، احساس غرور می کردم.از اینکه من هم به سهم ناچیز خودم در دفاع از میهنم نقش داشتم، در پوست خود نمی گنجیدم.

    [font]منبع: پرواز روی خاک، منوچهر شیرآقایی، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، 1391[/font][/FONT]
    بلند اسمان جایگاه من است

  2. Top | #2
    aroos
    برای انجام تشریفات عروسی، تالار، عکاسی، لباس عروس و آرایشگاه به لینک های زیر مراجعه کنید

    عروس
    تالار عروسی و تالار پذیرایی

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-01-2018, 09:56 PM
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 11-05-2018, 04:08 PM
  3. آشنایی با دیوار صوتی(sound barrier )
    توسط admin در انجمن دانستنیهای علمی هوانوردی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-17-2015, 05:47 PM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter facebook rss
yahoo google
انجمن بانک اطلاعاتی هوانوردی ایران در زمستان 94 کار خود را آغاز نمود و تا کنون سعی داشته تا قدمی هر چند کوچک در راه صنعت هوانوردی کشور عزیزمان گام بردارد. همچنین وظایف این انجمن اموزش و اطلاع رسانی به علاقمندان صنعت هوانوردی کشور عزیزمان می باشد. مدیریت شده توسط : بانک اطلاعاتی هوانوردی ایران .

اکنون ساعت 02:00 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@pilotairline.ir
پیامک سامانه پیامکی : 30002650900900