سلام میهمان گرامی برای استفاده از کلیه امکانات انجمن لطفا ثبت نام کنید جهت عضویت در انجمن اینجا کلیک کنید بعد از عضویت شما تمامی امکانات انجمن که در اختیار کاربران می باشد در اختیار شما قرار خواهد گرفت.همچنین اگر قبلا ثبت نام کردید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
خاطره ای از سرگرد خلبان علیرضا غفاریان
انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی انتخاب رنگ تیره انتخاب رنگ زرد انتخاب رنگ بنفش
خوراک آر اس اس توییتر فیس بوک
آیا میدانید :
هواشناسی
آپلود سنتر
تعرفه تبلیغات
مترجم انلاین
لینکستان

از شما دوستان و علاقمندان به صنعت هوانوردی دعوت میشود در مطالب و نظرات انجمن شرکت کنید تابتوانیم سایتی اموزشی و پربار را در اختیار شما عزیزان قرار دهیم .
https://telegram.me/pilotairline
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: خاطره ای از سرگرد خلبان علیرضا غفاریان

  1. Top | #1

    http://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gifhttp://up.vbiran.ir/images/rgk38wbh3cfxod62rhr2.gif

    بلند اسمان جایگاه من است
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    سرپرست سایت
    شماره عضویت
    1
    میانگین پست در روز
    0.30
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    502
    تشکر ها
    7
    تشکر شده 7 بار در 5 ارسال.
    حالت من : Khoshhal
    نوشته های وبلاگ
    2

    رتبه نمایشگاه

    خاطره ای از سرگرد خلبان علیرضا غفاریان

    پرواز هفت صبح: از نهیب تندر تا لهیب آتش

    خاطره ای از سرگرد خلبان علیرضا غفاریان
    مقدمه
    او با گامهای محکم و استوار به سوی من می آمد مردی باریک اندام با نگاهی نافذ و قامتی متوسط بود ، مشکل می شد از آن فاصله سن واقعی او را حدس زد.لبخند دوستانه اش به انسان آرامش می داد.دستش را فشردم که در جنگ تحمیلی و 8 سال دفاع مقدس با بیش از 800 ساعت پرواز جنگی و نبرد فعالانه و پیروزمندانه با انگشت همین دستان خود دکمه سلاح ها را فشرده و عده بیشماری از مزدوران بعثی را به هلاکت کشانده بود.

    در پاسخ به حملات ناجوانمردانه دشمن بعثی به مناطق مسکونی ایران و در پی سیاستهای جمهوری اسلامی ایران مبنی بر مقابله به مثل ، ماموریتی در مورخ 24 / 12 / 1363 به این یگان واگذار شد.هنوز شهر جنب و جوش هر روزی خود را نیافته بود که به منظور انتقام ساکنان بی دفاع کشورمان به اتفاق یکی از دیگر خلبانان (سروان سلیمانی) ماموریت یافتیم تا یکی از مناطق مسکونی دشمن در شرق منطقه رواندوز که بر طبق اطلاع واصل خالی از سکنه بوده و رژیم بعث عراق در پوشش مناطق مسکونی از آن بهره برداری نظامی می کرد بمباران نماییم.در پی ابلاغ ماموریت در بعد از ظهر همان روز ابتدا از طریق افسر اطلاعات و عملیات در پست فرماندهی بوسیله نقشه بزرگ دیواری که اطلاعات خوبی از منطقه دشمن به ما می داد از چگونگی استقرار پدافند موجود و تجهیز و ادوات نظامی مستقر در منطقه هدف و مسیر آن کاملا مطلع شدیم ، سپس افسر جنگ الکترونیک ما را درباره نحوه استفاده و کاربرد سیستم های دفاعی توجیح نمود.

    سروان سلیمانی که در این ماموریت به عنوان کابین جلو هدایت هواپیما را بر عهده داشت سریعا به من دستور داد تا نقشه دیگری تهیه کرده و مسیر رفت و آمد و برگشت را با هماهنگی یکدیگر انتخاب نماییم.پس از یک ساعت ، نقشه ای که در بر گیرنده تمامی محاسبات یک پرواز ناوبری خوب و آنچه که مورد نیاز یک تاکتیک بمباران صحیح و حساب شده از نظر نوع و تعداد بمب ، نوع و تعداد فیوز و مقدار بنزین بود تهیه و آماده شد و پس از توجیهات کافی و کسب اطلاعات لازم به اتفاق وی سالن تشریح (بریفینگ) را ترک گفته و از یکدیگر خداحافظی کرده و به منزل رفتیم.



    مهمان گرامی شما نمیتوانید عکس ها و تصاویر را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن تصاویر اینجا کلیک نمائید .

    سرگرد غفاریان در کابین فانتوم

    در منزل با خونسردی کامل دستور العمل های پروازی را که به هنگام بمباران و احیانا بروز سانحه می باید رعایت شود یکبار دیگر مطالعه کردم و صبح روز بعد و استغاثه به درگاه باری تعالی و آرزوی توفیق در ماموریتی که پیش روی داشتم منزل را به سوی گردان پرواز ترک کردم.هواپیمای مورد نظر با شرایط خواسته شده از طریق سلسله مراتب فرماندهی از قبل به گردان نگهداری ابلاغ شده بود و بچه های زحمتکش گردان نگهداری هم تا پاسی از شب نسبت به آماده کردن هواپیما همت گماشته بودند.

    هوا به شدت سرد بود ، لکه های پراکنده ابر در آسمان دیده می شد مه غلیظی در ارتفاعات به چشم می خورد.قبل از هر چیز از افسر هواشناس وضعیت هوای منطقه ، مسیر و هدف را جویا شدیم که با راهنمایی های مناسب نسبت به انجام آن اقدام شد.یکبار دیگر آخرین هماهنگی های لازم صورت گرفت.پس از صرف صبحانه به اتاق تجهیزات پرسنلی آمده و در پی مجهز شدن به ملزومات پروازی و عبور از مقابل کلام ا... مجید یک یک خیابانها را پشت سر گذاشته و به محل استقرار هواپیما رسیدیم.بچه های زحمت کش فنی و پروازی به استقبال ما آمدند و آمادگی هواپیما را جهت انجام ماموریت اعلام کردند.استقرار چندین تن در مقر مخصوص ، شکل خاصی به هواپیما داده بود.خلبان با دقت کامل هواپیما را کنترل کرد و من نیز پس از چک های لازم سوار هواپیما شدم.در کابین خلبان ابتدا چک های مربوط از قبیل فشار هیدرولیک ، فشار روغن ، مقدار بنزین ، وضعیت چراغها و ... انجام شد و پس از روشن کردن هواپیما تاکسی کرده و آشیانه هواپیما را به سوی باند پرواز ترک گفتیم.از آنجایی که از قبل شماره پرواز هواپیما به برج اطلاع داده شده بود ما نیز به منظور مقابله با شبکه استراق سمع (شنود) دشمن و جلوگیری از هرگونه امکان کشف و رهگیری شکاری های دشمن از مبادله پیام رادیویی با برج احتراز نمودیم.چند متری باند پرواز ، برای آخرین بار چک های مربوط به موتور انجام شد و هواپیما با حداکثر قدرت در روی باند به حرکت در آمد و طولی نکشید که در قلب آسمان جای گرفتیم.

    در این ماموریت ، مسولیت اصلی من به عنوان خلبان کابین عقب ، دادن سمت ، ارتفاع ، سرعت و احیانا اینکه چقدر از زمان عقب یا جلو هستیم و نقشه خوانی بود.از کوه های سر به فلک کشیده و پوشیده از برف الوند که زیبایی خاصی به طبیعت داده بود گذشته و به مناطق سرسبز و کم ارتفاع ماهی دشت رسیدیم.اینک سرعت ما در حدود 540 نات بود.ارتفاع به تناسب از سطح زمین کم و زیاد می شد.یک بار دیگر همه سوئیچ های مربوط را چک کرده و از طریق گوشی رادیو ، از همکارم خواستم تا بر اساس دستورالعمل پروازی سوئیچ ها را آزمایش کند ، همکارم هم با متانت و خونسردی بر طبق چک لیست وظایف محوله را انجام می داد.لحظه ای طول نکشید که بر روی مناطق عملیاتی نیروهای خودی رسیده و آنان را که با نظم و ترتیب خاصی در مواضع خود در منطقه سومار به دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران پرداخته بودند بوضوح می دیدیم.به منظور مصون ماندن از دید رادارهای دشمن ارتفاع را تا حداقل ممکن - 1000 پا - تقلیل داده و از مرز گذشتیم.مدتی از ورود ما به خاک دشمن بعثی نگذشته بود که تجمع وسیعی از نیروهای بعثی را که مجهز به انواع و اقسام تانک ، نفربر و ماشین آلات زرهی بودند از طریق چشمی مشاهده کردم ، برای لحظاتی توجهم را جلب کرده ، چنان مات و مبهوت از دیدن چنین منظره ای شدم که صدای خلبان را که چند بار مرا صدا می زد نشنیدم ، خلبان که فکر می کرد ما رادیوی هواپیما را از دست داده ایم بار دیگر مرا صدا زد که پاسخ دادم ، پرسید پس چرا حرف نمی زنی ؟ در پاسخ گفتم به این می اندیشیدم که حضور گسترده و استقرار نیروهای بعثی در این منطقه به چه منظوری است و اینان در تهیه و تدارک چه نقشه ای علیه جمهوری اسلامی ایران هستند.خلبان گفت در صورت مراجعت به حسابشان خواهیم رسید.

    بر اساس بررسی های انجام شده می بایست حدود یک مایل از مسیر پروازی به سمت چپ منحرف می شدیم تا هدف مورد نظر را بیابیم.با شاخص هایی که معین شده بود جاده ای که تنها نشانه ما به سوی هدف بود یافته و در امتداد آن به حرکت ادامه دادیم.آتش رگبارهای پراکنده ضد هوایی که به سوی ما شلیک می شد در آن صبح زود بوضوح مشخص بود.اولین سایت موشکی سام-2 سر راهمان در 10 کیلومتری مسیر قرار داشت.برای لحظه ای موج رادار کاوشگر آن را در صفحه راداری خود مشاهده کردم لذا برابر دستورالعمل پروازی سیستم ضد الکترونیکی هواپیما (ECM) را به منظور ایجاد اختلال در سایت موشکی مربوط به راه انداختیم.

    یک دقیقه تا هدف باقی مانده بود ، از خلبان جلو پرسیدم آیا هدف را در دستگاه نشانه روی خود می بینید ؟ گفت: نه ! در جلوی دیدم نیست.تعجم کردم بر طبق نقشه می بایست به هدف رسیده باشیم.بار دیگر از همکارم پرسیدم ، آیا هدف را می بینی ؟ گفت: نه ! گفتم بر طبق نقشه و محاسبات قبلی باید روی هدف باشیم ، پاسخ داد:چیزی نمی بینم.فکر کردم شاید اشتباهی در مسیر نقشه روی داده باشد ولی نه تمامی مسیر و اطلاعات داده شده صحیح بود ، با سرعتی که هواپیما داشت نزدیک چند مایل از هدف دور شدیم به ناگاه منبع آب و آنتن های تلویزیون نظرم را جلب کرد که فریاد زدم ، از روی هدف گذشتیم.خلبان سریعا" به سمت راست گردشی زده هدف در زیر پوششی از نخلستان ها استتار شده بود ، درختان نخلی که هر کدام به ارتفاع سی تا چهل متر می رسیدند.

    با چرخشی که انجام شد هدف کاملا در دید ما قرار گرفت.همکارم دماغه هواپیما را بر روی هدف قرار داد و سمت ، ارتفاع و زاویه مناسب و با فشار دکمه بمب ها را رها نمود.همزمان دوربین هواپیما نیز به کار افتاد ، بر اثر اصابت بمب به محل تجمع دشمن دود آتش ناشی از برخورد بمب به هدف جهنمی سوزان برای متجاوزان بعثی فراهم ساخته بود.نیروهای بعثی را به وضوح می دیدیم که در حال فرار بودند.آتشبارهای ضد هوایی دشمن به شدت بر روی ما آتش گشودند که البته با عکس العمل های مناسبی که انجام می شد گلوله ها درست از سمت مقابل و اطراف کابین می گذشت.پس از بمباران ، با رگبار مسلسل ارتفاع را کم کرده و از اینکه در مسیر بازگشت بودیم راحت تر با مانور سریعی منطقه هدف را ترک گفتیم.با انجام گردش های کوتاه و سریع از چپ و راست اطراف منطقه و پشت سر هواپیما ، خود را در آینه های بغل وارسی کردیم تا از وجود هواپیماهای دشمن با خبر شویم ، به علت رها شدن بمب ها ، هواپیما سبک شده و قدرت مانور بیشتری به خود گرفته بود.

    مهمان گرامی شما نمیتوانید عکس ها و تصاویر را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن تصاویر اینجا کلیک نمائید .

    [font]سرگرد خلبان غفاریان در کنار یک فروند F-4E مسلح به پرتابگر تمرینی راکت های غیر هدایت شونده

    در راه بازگشت ، تجهیزات و ادوات نظامی را که در بدو ورود به خاک عراق دیده بودیم به رگبار مسلسل بستیم که بر اثر آن یکی از مخازن سوخت دشمن منفجر شد.دود حاصل از مخزن سوخت به حدی بود که برای لحظه ای هواپیما در هاله ای از سیاهی فرو رفت.تا آنجا که فشنگ در مسلسل داشتیم به انهدام امکانات دشمن پرداختیم و پس از دقایقی خاک دشمن را ترک گفتیم و به خاک میهن اسلامی وارد شدیم.با اندکی تغییر در مسیر و با محاسبه مقدار بنزین ، ارتفاع را افزایش داده تا از مصرف بنزین کاسته شود.سریعا با رادار منطقه تماس گرفته و موفقیت خود را اطلاع دادیم ؛ رادار هم ضمن تبریک به ما در پاسخ گفت هواپیمای پوشش نیز در چند مایلی ما قرار دارد و به سوی ما در حرکت است.از طریق رادیو با هواپیمای گشت تماس گرفته شد و موقعیت هواپیما به اطلاع هواپیمای گشت رسید.هواپیمای گشت به سرعت به ما ملحق شد و سپس در یکی از پایگاه های کشورمان سالم به زمین نشستیم.به هنگام فرود ، تعداد زیادی از پرسنل و فرماندهان به استقبال ما آمدند و با قربانی کردن گوسفند این موفقیت را به ما تبریک گفتند.

    [font]نگارنده و بنپایه : سید حکمت قاضی میر سعید ، ماهنامه صنایع هوایی[/font]
    [/FONT]
    بلند اسمان جایگاه من است

  2. Top | #2
    aroos
    برای انجام تشریفات عروسی، تالار، عکاسی، لباس عروس و آرایشگاه به لینک های زیر مراجعه کنید

    عروس
    تالار عروسی و تالار پذیرایی

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter facebook rss
yahoo google
انجمن بانک اطلاعاتی هوانوردی ایران در زمستان 94 کار خود را آغاز نمود و تا کنون سعی داشته تا قدمی هر چند کوچک در راه صنعت هوانوردی کشور عزیزمان گام بردارد. همچنین وظایف این انجمن اموزش و اطلاع رسانی به علاقمندان صنعت هوانوردی کشور عزیزمان می باشد. مدیریت شده توسط : بانک اطلاعاتی هوانوردی ایران .

اکنون ساعت 02:29 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : info@pilotairline.ir
پیامک سامانه پیامکی : 30002650900900